تبليغاتX
دانشجویان آزادیخواه ملی
وبلاگ گروهی دانشجویان آزادیخواه ملی

در فيلم "اشباح گويا "ميلوش فورمن كارگردان بلند آوازه ي چك زندگي فرانسيسكو گويا نقاش و هنرمند اسپانيايي را دستمايه اي براي پرداختن به تفتيش عقايد دراسپانياي اواخر سده ي هجدهم قرار مي دهد.حكايت فيلم چنين است: پدر لورنزو در جمع كشيشاني كه چون روحانيون زمان حلاج از قوت توحيد به صلابت شريعت ميجنبيدند پيشنهاد مي كند تا با بكارگيري روش هاي سنتي و خشن اعتراف گيري از گسترش افكار انحرافي جلوگيري كنند.متعاقب پذيرش و اجراي اين پيشنهاد دختر يك تاجر بزرگ به جرم اينكه بر اساس گفته ي خبرچينان در يك ميهماني گوشت مرغ را به گوشت خوك ترجيح داده به زندان مي افتد.در زير سخت ترين شكنجه ها قرار مي گيرد و در نهايت خستو* مي كند كه اخيرن در ژرفاي جانش ميلي پنهاني به يهوديت پيدا كرده بوده است!پدر دختر پس از پي گيري هاي بي نتيجه به مياجي فرانسيسكو گويا پدر لورنزو را به يك ميهماني دعوت مي كند:
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 2:56 | لینک  | 

پیش گفتار

ازهزاران سال پيش تاکنون ساکنان فلات بزرگ آریا زمین نخستین روز بهار را با برگزاری مراسم ويژه آیینی همراه با سرور و شادمانی جشن می گیرند وآرزومند داشتن سالی نیکو همراه با تندرستی و دوری از بلایا برای هم وندان خود می شوند.

ابوريحان بيرونی در مورد نوروز می گوید: "نوروز از رسم های پارسيان است و نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت آن را "روزنو" ياد کرده اند، زيرا که پيشانی سال نو است و آنچه از پس او است، از اين پنج روز همه جشن هاست."

این گفتاردر باب نوروز در گوشه ای از فلات ایران زمین یعنی افغانستان و شهر باستانی بلخ یا مزار شریف کنونی می باشد. به امید آنکه ساکنان فلات ایران زمین با حفظ سنن و آیین نیاکان و ترویج آن پاسبان این سرزمین اهورایی باشند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 15:40 | لینک  | 

     

مصطفی ملکیان

موضوع صحبت من در اين جا كمي بي‌ربط به موضوع اين كارگاه تخصصي است که علت آن دو چيز است:
اول اين كه من در مورد موضوع دقيق اين كارگاه تخصصي دانشي ندارم و دوم اين كه دقيقاً خبر نداشتم كه تا اين حد و به طور جدي قرار است فقط درباره اشتغال بحث شود. به اين دو جهت من موضوعي را انتخاب كرده‌ام با عنوان «علل ضعف تحقيقات علوم‌انساني در ايران» كه شايد بعضي از نكاتش براي بحث علوم‌انساني و چالش اشتغال سودمند باشد.


علل ضعف تحقيقات علوم‌انساني در ايران از نظر من در ده مورد قابل بيان است كه هر چند همه‌ي علل ضعف تحقيقات علوم‌انساني نيست، اما اهم اين علل است. اما قبل از بيان اين ده علت لازم است سه نكته را عرض كنم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 16:6 | لینک  | 

 
تبارشناسیِ روشنفکریِ ما

داریوش آشوری

در دورانِ سی‌ساله‌یِ پس از انقلابِ اسلامی، به دنبالِ شوکی که بر اثرِ آن به ذهن و روانِ مردمِ ايران و بخشِ بزرگي از جهان وارد شد، پرسش‌هايِ بسياری در باره‌يِ زمينه‌ها و شرايطِ امکانِ اين انقلاب در ذهن‌ها نقش بست. اين پرسش‌ها ناگزير کندـوـ‌کاو در بابِ زمينه‌هايِ فرهنگي و سياسيِ آن را در تاريخِ ايران پيش کشيد. گذشته از کندـ‌وـ‌کاو در زمينه‌هايِ دوردستِ تاريخي، کند‌ـ‌وـ‌کاو در تاريخِ دورانِ صدساله‌يِ زمينه‌سازِ انقلابِ مشروطيّت تا انقلابِ اسلامي بيش از همه ذهن‌ها را به خود خوانده است. پرسشی که تماميِ اين جويندگي‌ها و پويندگي‌ها را هدايت می‌کند، بيش‌تر بر اين بنياد است که “چه شد که چنين شد؟” يعنی، مردمی که صد سال پيش‌تر برايِ آزادی و قانون‌روايي و دموکراسي قيام کردند، چه شد که از فرمان‌رواييِ دين و “حکومتِ اسلامی” سر درآوردند؟ در اين باب شمارِ بسياری کتاب به دستِ پژوهشگرانِ ايراني و خارجي در اين سال‌ها نوشته شده است. از جمله، فراوان پايان‌نامه‌هايِ دکتري به قلمِ دانشجويانِ ايراني در اروپا و امريکا در رشته‌هايِ تاريخ و علومِ سياسي و جامعه‌شناسي که به صورت کتاب نيز منتشر شده است.
پرسشِ “چه شد که چنين شد؟” بر اين پيش‌انگاره تکيه دارد که، ما انتظارِ ديگری داشتيم و بر پايه‌يِ باور به اصلِ پيشرفت در تاريخ— که بنيادِ ايمانِ روشنفکرانه به تاريخ است--‌ جامعه‌يِ ايراني مي‌بايست “به طورِ طبيعي” در جهتِ حرکتِ تاريخ پيش مي‌رفت و به آزادي و دموکراسي و قانون‌روايي دست مي‌يافت. حال بايد ديد که “موانعِ تاريخيِ” اين پسرفت چه بوده است. اين جست‌ـ‌وـ‌جوها همچنان بر پايه‌يِ ايمانِ ديرينه‌يِ روشنفکرانه به تاريخ و پيشرفتِ آن پژوهش و نظرآوري مي‌کنند و دلايلِ اين “شکستِ تاريخي” را مي‌جويند و، سرانجام، علّت را در واپس‌ماندگيِ فرهنگی (از جمله، “دين‌خويي”)، نقشِ سياست‌هايِ استعماري، ديکتاتوريِ سلسله‌يِ پهلوي، و مانندِ آن‌ها، مي‌بينند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 14:20 | لینک  | 

 

 

توضیح:متن ذیل سخنرانی دکتر بابک احمدی نویسنده و روشنفکر معاصر است که بنا بود در مراسم نقد و بررسی موانع سینمای مستقل در ایران،ایراد شود. به دنبال لغو این مراسم با فشار نیروهای امنیتی، بدین وسیله این سخنان در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.

دوستان عزیز
من به خاطر برخی از کتاب ها و مقاله هایم که موضوع آنها هنر سینما است،خود را متعلق به "خانواده سینمای ایران"می دانم و آرزوی پیشرفت و نام آوری سینماگران هنرمند ایرانی را دارم.سال ها با شادی و سربلندی،شاهد آن پیشرفت بوده ام.اما متاسفانه در سه سال گذشته به دلیل سیاست های فرهنگی واپس گرایانه و فرهنگ ستیزانه شاهد رشد سانسور و سخت گیری نسبت به کار هنرمندان و سینماگران هستم. سرنوشت فیلم های ممنوع شده(چون فیلم مهرجویی عزیز) و بازیگرانی که به آنها بی احترامی می شود(چون سرکارخانم گلشیفته فراهانی) و ممانعت از ساخته شدن فیلم های بسیاری از سینماگران جوان،وظیفه دفاع از حقوق این هنرمندان و یاری به رشد فرهنگ ملی را پیش روی ما می نهد.

مدیران فرهنگی به صراحت اعلام می کنند که در شرایط آرمانی، اساسا هنر سینما وجود نخواهد داشت. آنان از "زیرپاگذاشتن هنرمندان" یاد می کنند،فرهنگ را به عرصه جنگ تشبیه می کنند و از پاتک های ضروری سینماگران یاد می کنند. نمی دانند که هنر صحنه ایجاد تفاهم انسانی است و نه جنگ.
در برابر اینان که از سرنوشت کسانی که در تاریخ نه چندان دور، هنر را در خدمت ایدئولوژی یا در خدمت قدرت حکومتی می خواستند بی خبرند و درسی نگرفته اند،وظیفه ما سنگین تر و دشوارتر می شود. ما نه فقط از حقوق دموکراتیک سینماگران خود دفاع می کنیم، بل از آزادی و حیثیت ملی خود نیز دفاع می کنیم.
امیدوارم در بهار آینده(به رغم هر سخت گیری و مداخله غیرقانونی)از راهی دموکراتیک،مدنی و غیر خشونت آمیز به این سیاست های ضدفرهنگی پایان دهیم و شرایطی ایجاد کنیم که هنرمندان و سینماگران احساس کنند که در میان مسوولان سیاسی و فرهنگی کشور پشتیبان و مدافع دارند و در فضای آزاد تری به آفرینش هنری بپردازند و حقوق انسانی آنها رعایت شود

نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 23:26 | لینک  |