شنبه بیست و یکم آذر 1388
«تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
مادر ایران ندارد چون تو فرزند دلیر
روز سختی چشم امید از تو دارد هم چنان
بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانان آذربایجان»
استاد شهریار
بار دیگر با فرارسیدن ۲۱ آذر، ایرانیان میهن دوست و آزادیخواه، با به یاد آوردن خاطره رهایی آذربایجان سرافراز از چنگال اهریمنان تجزیه خواه و استالینیست وابسته به سوسیال امپریالیسم شوروی، شادمان شده و بر مسئولیت خود بر پاسداری از تداوم یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران زمین و تلاش در مقابله با دشمنان آزادی ملت ایران، و همه مرتجعانی که می خواهند با چنگ انداختن بر تمایزات پیشاشهروندی، بذر تفرقه و جدایی را در میان ملت بزرگوار ایران بپاشند، راسخ تر می کند.
دانشجویان آزادیخواه ملی ضمن گرامیداشت این روز بزرگ، سالگرد رهایی آذربایجان از چنگال دشمنان ایران و ایرانی را به همه ایرانیان، و به ویژه آذربایجانیهای غیور که با قیام شکوهمندشان، ضربه نهایی را بر پیکر متعفن فرقه به اصطلاح دموکرات وابسته به شوروی را زدند، صمیمانه شادباش می گویند.
اما آنچه به ۲۱ آذر امسال، شکوه و ارزشی دوچندان می بخشد، حضور غرورآفرین و ارزشمند آذربایجانیهای دلاور، دوشادوش سایر ایرانیان، در جنبش ملی سبز است. این حضور که در روزهایی چون ۲۷ خردادُ، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر سال جاری، به اوج خود رسید، پاسخی درخور به جبهه متحد مرتجعان و مستبدینی بود که بقا و دوام خود را در جدایی افکنی میان آذربایجانیان و سایر ایرانیان می بینند. آذربایجانی های همیشه ایرانی، این روزها هم به سان همیشه در صفوف نخستین ایران دوستی و آزادیخواهی قرار دارند و با حضور سبزشان در کارزار جنبش ملی سبز، خیالات خام آنهایی را که منافعشان به هر ترتیب، در سکوت آذربایجان بود را نقش بر آب کردند.
دانشجویان آزادیخواه ملی، این مناسبت شکوهمند را مغتنم شمرده و درودهای خود را نثار آذریهای دلاوری که همواره با جانفشانیهایشان، در راه اعتلای ایران و ایرانی کوشیده اند، می کند.
آذربایجان همواره بیدار و نگهبان ایران است
جاوید ایران
پاینده آزادی
یاشاسین آذربایجان
محو اولسون ایرتجاع
پینوشت:
مطالعه ویژه نامه روزنامک به مناسبت 21 آذر سالروز نجات آذربایجان را به همه یاران هم اندیش و دوستان ارجمند، پیشنهاد می کنیم.
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 13:59 |
لینک
|
یکشنبه پانزدهم آذر 1388
به نام خداوند جان و خرد
به نام ایران؛ و به نام دانشجوی ایرانی که ندای حق طلبی اش دمی خاموشی نمی گیرد.و باز هم به نام دانشجو. آن دانشجو که خزیده در گوشه سلولی تنگ و تاریک روز بزرگداشتش را سر می کند.
هم میهنان،جوانان و دانشجویان سرزمین اهورایی ایران
در این یکماهی که بین تجمع پرشکوه جوانان و دانشجویان در سیزدهم آبان امسال تا شانزدهم آذر فاصله بود،آنانی که چندیست کابوس بیداری ما را خواب می بینند از هیچ کوششی برای عقیم کردن جنبش سبز ملت ایران فروگذار نکردند. شانزدهم آذر ماه در چند سال گذشته همواره فرصتی برای اعتراض دانشجویان به پایمال شدن حقوق این قشر و دفاع از دیگر اقشار سرکوب شده اجتماع ایران بوده است. دانشجویان نیز در اوج خمودگی و سرخوردگی چندساله اخیر توده های اجتماع ، همواره سعی در روشن نگه داشتن مشعل حق طلبی و آزادیخواهی داشتند. اکنون که چند صباحی است یخ های آن سرخوردگی چونان برف در برابر تابش خورشید آگاهی و بیداری آب گشته ، بدیهی است که دانشجو و دانشگاه از پیش قراولان جنبش سبز ایران باشند و نگاهی به تجربه چند ماه گذشته جنبش سبز به روشنی این مدعا را نمایان می سازد.
از مدتها پیش نیز قابل پیش بینی بود که در آستانه روز دانشجو فشار بر دانشجویان و به خصوص فعالان دانشجویی از هر طیف و گروه از دانشجویان ملی گرا و لیبرال گرفته تا گروههای چپ دانشجویی و انجمن های اسلامی به شدت افزایش یابد. موج احضارها به کمیته های انظباطی و نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و همچنین بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی در یکماه گذشته نشان از تلاش تمامیت خواهان برای فرونشاندن اعتراضات این قشر داشت. چرا که فریاد رسای دانشجویان در این روز روح تازه ای به کالبد زخم خورده جنبش سبز ملت ایران خواهد دمید.امری که بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز است تا پویایی آن حفظ شود.
دانشجویان آزادیخواه ملی ، ضمن شادباش این روز به تمامی دانشجویان و به خصوص دوستان و همکلاسی هایمان که در این روز نه در کنار ما که در زنداند ، اعلام می دارند: آنجا که همدلی و همراهی دانشجویان بر سر آرمانهای مشترک ملی و آزادیخواهانه ، ستون هرگونه فعالیت داشجویی باشد ؛ اقتدارگرایان مجبور به عقب نشینی اند و امروز ما شاهد این همدلی نه تنها در بین فعالان دانشجویی که در میان بدنه دانشجویان در دانشگاههای سراسر کشور هستیم و از این رو است که هرگونه اقدام صورت گرفته برای مقابله با خیزش دانشجویان محکوم به شکست است.
پاینده ایران
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
پانزدهم آذرماه 1388 خورشیدی
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 12:14 |
لینک
|
پنجشنبه پنجم آذر 1388
پیاممان پیام مقاومت و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب دولت کودتاست
شانزده آذر دیگری در راه است، اعتراضات دانشجویی طی این سالها همیشه عاملی بوده برای برآشفتن خواب خوش اقتدارگرایان، این بار اما شانزده آذر در حالی فرا می رسد که جنبش قدرتمند ملت ایران، بیش از پنج ماه است که کابوسی دهشتناک را به اقتدارگرایان کودتاچی و باندهای فاسد نظامی-اقتصادی حامی آنها تحمیل کرده است.
دولت کودتا که به رغم همه ی سرکوبها و اعمال وحشیانه و غیر انسانی اش در ماههای اخیر، موفق به کنترل امواج گسترده ی جنبش مردمی نشده است، اکنون از سر ضعف و استیصال می کوشد عقده اقتدار خویش را با بازداشت فعالین دانشجویی و صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحولخواه التیام بخشد، از قضا اما اینگونه برخوردها نشان از عجز روزافزون دولت کودتا و نزدیکی هر چه بیشتر آن به شیب تند سقوط دارد.
هجوم برنامه ریزی شده ی نیروهای امنیتی به یک جلسه ی تئوریک و معمول خانگی و بازداشت هفت تن از اعضای گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران (مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی) را نیز باید در راستای همین عجز و استیصال ارزیابی کرد. آمران و عاملان اینگونه بازداشتها خود بهتر می دانند که سرکوب و خشونت و زندان، دیگر درمان این درد و مرهم این زخم نیست، دیگر نه تنها فعالین سیاسی و دانشجویی که مردم هم از زندان و سرکوب ترسی به دل راه نمی دهند.
"دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران" که به عنوان یک گروه فکری–دانشجویی تا کنون همۀ همت و توان خود را در راه گسترش اندیشۀ آزادی و نهادینه کردن پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاههای کشور به کار بسته است، اکنون نیز بی توجه به فشارهای وارده به راه خود ادامه می دهد.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال، مفتخر و متعهد است که به سهم ناچیز خود، همچون ماههای گذشته در مسیر مبارزه با دولت غیرقانونی کودتا و استبداد دینی–نظامی حاکم، در کنار مردم و دانشجویان بایستد و به کوشش خود برای تحقق اهداف جنبش سبز ملت ایران و به ثمر نشستن خون شهدای این جنبش ادامه دهد.
اکنون که تعداد زیادی از اعضای ما بازداشت شده اند و تعداد دیگری نیز با خطر بازداشت مواجه اند ما به صراحت اعلام میکنیم که پیاممان پیام مقاومت و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب دولت کودتاست.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال خود را به دفاع از خواستهای جنبش سبز و رهبری آن متعهد میدانند و مقاومت و مبارزه مسالمتآمیز و عاری از خشونت را بهترین را نیل به این خواستها و آرمانها می دانند.
اکنون که شلاق سرکوب، تن و بدن همهی ایرانیان را نشانه گرفته است چاره ای جز همبستگی علیه سرکوبگران نیست، طیفهای مختلف دانشجویی نیز با آگاهی کامل از این واقعیت دست در دست هم به مقاومتی مشترک برای حفظ دانشگاه این سنگر گرانقدر آزادی دست خواهند یازید.
ما خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه ی زندانهای ایران و لغو مجازاتهای حبس و اعدامی هستیم که در هر جای ایران برای فعالین سیاسی یا فعالین حقوق بشر صادر شده است.
ما خواهان پایان فشارها بر نهاد دانشگاه و کوتاه شدن دست نظامیان از اداره دانشگاهها هستیم.
ما خواهان آزادی کلیه فعالین دانشجویی دربند، با هر گرایش فکری و سیاسی در تهران و دیگر شهرهای ایران هستیم.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، ضمن حمایت قاطع از اعضای زندانی خود و با فشردن دست همه آنها که دولت کودتا را بزرگترین خصم آزادی و منافع ملی می دانند، از هم اکنون 16 آذر سال 88 را به یاد همه شهدای جنبش سبز، "16 آذر سبز" نامگذاری میکند و باور دارد حتی اگر تا روز 16 آذر، تکتک فعالین دانشجویی لیبرال، تحکیمی، چپگرا، ملی گرا، ملی-مذهبی، مشارکتی و... نیز بازداشت شوند و به زندان بیفتند باز هم 16 آذر سبز و باشکوهی در پیش است، 16 آذری که کابوس سقوط دولت کودتا را آشفته تر خواهد کرد.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
سوم آذر یکهزاروسیصدوهشتادوهشت
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 2:55 |
لینک
|
جمعه بیست و نهم آبان 1388
کشور تبلیغات بر مبنای وحدت کلمه استوار است کافی است یکی بگوید نه تا افسون باطل شود آن وقت است که نظم به هم می ریزد و آن صدای مخالف باید خفه شود.(نان و شراب ،اینیا تسیو سیلونه)
انیرانیان چیره بر این سرزمین اهورایی که هیچ گاه مشروعیت حكومت خود را از مردم ندانسته و نمی دانند در رخدادهاي پس از انتخابات و در مسیر حفظ قدرت خود از هیچ جنایتی رویگردانی نکرده اند. اگر چه با توجه به ريشه ي غير ايراني آنان چشم داشت متمدنانه رفتار كردن كمي خوشبينانه به شمار مي رفت ولي اين خردباختگان تيره دل در واكنش به اعتراضات مدني و به دور از خشونت مردم سبعيتي از خود نشان داده اند و مي دهند كه نه تنها هيچ فاتح بيگانه كه هيچ حيواني به حيواني نمی دارد روا!
جاي شگفتی اينجاست كه اکنون که در نتيجه ي سياست پرخشونت و ددمنشانه ي ايشان ماهيت واقعي حكومت از پرده بیرون افتاده و خیزش سبز مردم عليه بيداد و ستم ابعاد و گسترش بيشتري يافته است از نتیجه ی سیاست هایشان پند نمی گیرند و همچنان بر طبل خشونت و درنده خويي می کوبند. آن چنانكه هر روز جنایتی تازه می آفرینند و اینگونه بر داغ دل مردمی به سوگ نشسته نمک می پاشند.به راستي كه از اين بيشتر نه از خرد مي توان دور بود و نه از انسانيت.
این بار نیز در آستانه ی ۱۶ آذر ،روز دانشجو، و درحالي كه دست دانشجويان بيش از هر زمان ديگر زير سنگ سنگين سياست سركوب رياست منتصب به اصطلاح جمهور است شاهد موج جديدي از تهديد و بازداشت کنشگران دانشجويي هستيم.بازداشتهايي كه بيش از هر چيز ناتواني و دستپاچگي حكومت را در اداره كردن اوضاعي كه خود به وجود آورده مي نمايد و ريشه در هراسي دارد كه بي امان خواب اقتدار گرايان را مي پريشاند.دانشجويان آزاديخواه ملي ضمن محكوم كردن بازداشت گسترده ي دانشجويان و دانش آموختگان سراسر كشور از جمله يارانمان در حلقه ي دانشجويان ليبرال دانشگاه هاي تهران،سازمان دانش آموختگان ایران و دفتر تحكيم وحدت، به مسند نشينان هشدار مي دهد كه خورشید حقیقت با دروغپردازی گل اندود نمی شود و استفاده از رویه سرکوب نه تنها مخالفان را از میدان به در نمی کند که مقاومتهایی تازه در شكلهايي تازه می آفریند و چشم انداز رسيدن به حكومتي مردم سالار و برپايه ي آشتي و همگرايي ملي را تيره تر و چه بسا ناتوانبود مي كند.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۲۹ آبان ماه ۱۳۸۸
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 19:41 |
لینک
|
پنجشنبه سی ام مهر 1388
هم میهنان؛
اکنون که موج حق طلبی ، آزادیخواهی و اعتراض به سیاست های نابجا وسرکوبگرانه دولتمردان در غالب جنبشی ملی و مسالمت آمیز سراسر میهن عزیزمان را در نوردیده و غرور و افتخار را به تمامی ایرانیان بازگردانده است؛ چشم جهانیان به ایران دوخته شده تا نظاره کنند چگونه ملتی در برابر خشن ترین روشها برای سرکوب هر ندای حق طلبانه ای ، به مسالمت آمیز ترین ابزارها متوسل می شوند و آنچه این غرور و آن افتخار را باعث گردیده دقیقاً همین نکته است. بدیهی است هرگاه ملتی برای دستیابی به حقوق خود بپا می خیزد و جنبشی به راه می افتد ، عده ای فرصت طلب نیز که اهدافشان هیچ گونه سنخیتی با منافع ملی و مطالبات ملت ندارد ، سعی بر آن دارند تا از شرایط پیش آمده نهایت سوء استفاده را نموده و از آب گل آلود ماهی دلخواه خود را صید کنند. سازمان های تروریستی و تجزیه طلبانه ای که متأسفانه چند سالی است در کشور ما مشغول به فعالیت های اهریمنی خویش اند و از هر کوششی برای تهدید تمامیت سرزمینی و منافع ملی ایران فروگذار نمی کنند؛از آن جمله اند.
هم میهنان؛
حوادث تروریستی اخیر در کردستان و سیستان و بلوچستان – صرف نظر از توجیهاتی که به حق یا ناحق، از سوی تروریست ها بیان می شود ، زنگ خطری است که باید تمامی دلسوزان این مرز و بوم را به هوش گرداند. براه افتادن موج ترور و خشونت در جامعه به خصوص در شرایطی این چنین حساس ، تنها نتیجه اش که نتیجه محتوم هر کنشی از این دست است ، امنیتی شدن بیش از پیش فضای کشور و بهانه دادن به دست سرکوبگران است . چنین حرکاتی و در عین حال سکوت فعالان ، نخبگان و گروههای مختلف سیاسی و مدنی ، آن هم در شرایطی که نگاه جهانیان به ما دوخته شده است ، چهره ای خشن از ایران نشان خواهد داد و افکار عمومی را نسبت به ایرانیان بدبین می سازد. لذا معتقدیم بر تمامی میهن پرستان و آزادیخواهان با هر گرایش ، ایدئولوژی و مرام است که چنین حوادثی را به شدت محکوم کنند. گروههای تروریستی نیز باید بدانند که این گونه حرکات نه تنها حاصلی برای آنان در کسب وجهه عمومی ندارد ، بلکه تنها حس انزجار ملی را نسبت به ایشان در پی دارد. اگرچه در عین حال معتقدیم حاکمیت نیز با در پیش گرفتن سیاست های نادرست اقتصادی ، مذهبی و سیاسی-اجتماعی در مناطقی که چنین تحرکاتی در آن صورت می گیرد در واقع علت اصلی این وقایع است و هرگونه فرافکنی در نسبت دادن ریشه چنین حوادثی به "دست های پنهان دولت های خارجی" و غیره ، از سوی آگاهان عرصه مسائل ایران پذیرفتنی نیست. اگرچه نشانه هایی از حضور فرصت طلبانه برخی از قدرتهای جهانی و یا منطقه ای در این قبیل حوادث بتوان دید، اما زمینه مساعد برای این مداخلات نیز در پی نا به سامانی های ناشی از ناکارآمدیها پدید آمده است.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۳۰ مهرماه ۱۳۸۸
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 19:30 |
لینک
|
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388

به رسمیت شناختن پرچم شیر و خورشید از سوی حاکمیت حق ماست . این حق را بسیاری از شهروندان داخل کشور و حتی فعالین سیاسی بارها و بارها طی سالهای گذشته در غالب بیانیه های مختلف مطالبه کرده اند. این جملات در حالی نگاشته می شود که نویسنده آن در داخل ایران اقامت دارد و خود را عضو بسیار کوچکی از جنبش سبز دانسته و به مشی گام به گام برای دستیابی به حاکمیت ملی و دموکراسی معتقد است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 13:37 |
لینک
|
سه شنبه ششم مرداد 1388
در حال حاضر فضای سیاسی ایران بیش از پیش به سمت دوقطبی شدن پیش می رود. در یک طرف تحول خواهانی هستند که خواستار احترام به حقوق انسانی و شهروندی خود ، رفع تبعیضات قانونی در این زمینه ، در نظر گرفتن منافع ملی ایران در طراحی سیاست خارجی و مناسبات بین المللی ، شفافیت در عرصه فعالیت های اقتصادی در داخل و مبارزه با فساد مالی گسترده و نیز کارآمدی حکومت در اداره امور مملکتی می باشند. به اینها باید اضافه کرد مهم ترین حقی را که جنبش سبز ایران به دنبال آن است: استیفای حق دخالت در آینده وسرنوشت خویش ، که در شعار "رای ما را پس بدهید" تجلی یافته است. اما در دیگر سو تمامیت خواهانی قرار دارند که با ادبیاتی صریح و بکار بردن انواع و اقسام ابزارهای سرکوب سعی دارند معترضین را وادار به سکوت کنند و در عین حال آنچنان دستپاچه اند که هر روز با انجام اشتباهاتی جبران نشدنی وضع را بدتر از روز قبل می کنند. این روندی است که عرصه سیاست ایران را به شدت دو قطبی ساخته. وضعیتی که حتی هاشمی رفسنجانی را نیز وادار به انتخاب یکی از دو جبهه ساخت. مردی که تا قبل از این به حرکت بر لبه تیغ و چیره دستی در اتخاذ مواضع مرضی الطرفین مشهور بوده است. تأکید بر بحرانی بودن شرایط ، دفاع از زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان حوادث اخیر، لزوم دلجویی از خانواده های کشته شدگان و آسیب دیدگان و ارائه راه حلی سیاسی با رجوع به آرای مردم برای حل بحران ، مواردی بود که وی با صراحت در سخنان خود مطرح کرده و مواضع وی را مشخص ساخت. چشمان مردم نیز با دقت فراوان به دهان کسانی دوخته شده است که در حال حاضر به نوعی رهبری جنبش را در دست دارند. بدیهی است مردمی که حمایتشان از این رهبران منتقدانه است با تیز بینی رفتارهای سیاسی و مواضع آنها را زیر نظر خواهند داشت. لذا این رهبران باید با درک صحیح از آمال و مطالبات مردم و البته شرایط خاص و پیچیده موجود حرکت های خود را در جهتی سوق دهند که هرچه بیشتر ملت ایران را در مسیری که در پیش گرفته - یعنی مسیر دموکراسی خواهی و تحقق حاکمیت ملی – پیش ببرد. بر ناظران آگاه روشن است چنانچه جنبش کنونی مردم ایران به سرانجامی برسد گامی اساسی در مسیر مذکور برداشته خواهد شد. اما لازم است نکاتی چند از سوی سران این جنبش رعایت شود. چرا که در غیر این صورت سرنوشت اصلاح طلبان دست و پا زدن در برزخ و در نهایت عبور جنبش سبز از آنان خواهد بود:
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 19:54 |
لینک
|
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388
حاتم قادری روشنفکری که سالها منتقد اصلاح طلبان بود در اين روزها با دلی پر اميد و کامی تلخ حوادث اجتماعی را پيگيری ميکند.
او برای اولين بار در بيان يک نکته تاکيد و شتاب دارد و آن نکته اين است که بسيار اميدوار است .
به اعتقاد او مردم نقش تاريخی خود را ايفا کردند و اين جايگاهی که ما امروز در آن ايستاده يم با به قدرت رسيدن يک دولت اصلاح طلب به دست نمی آمد قادری در آخرين موضع گيری قبل از انتخابات خود از ضرورت مشارکت انتقادی دفاع کرد و اين مشارکت برای وی معطوف به رای دادن نشد.
آنچه در پی می آيد اولين گفتگوی ما با روشنفکران در باره وقايع اجتماعی اخير و آرايش نيروهای سياسی از فردای اين وقايع است .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 2:2 |
لینک
|
شنبه بیست و هفتم تیر 1388

الف- بعد از گذشت حدود يک ماه از انتخابات رياست جمهوري هر روز ابعاد تازه اي ازنتايج و کارکرد هاي اين پديده ي مهم سياسي و اجتماعي خود را مي نماياند.در تحليل جامعه شناختي ،هر پديده اجتماعي مي تواند داراي کارکرد هاي(Functions) متعددي باشد. در اين رهيافت تئوريک يک پديده مي تواند داراي کارکردهاي آشکاري باشد.به عنوان نمونه يکي از کارکرد هاي اشکار پديده اي به نام « دانشگاه » تربيت دانشجو و متخصص مورد نياز جامعه است.اما اين پديده اجتماعي مي تواند کارکرد پنهاني هم داشته باشد.دانشگاه به جز تربيت دانشجو داراي کارکردهاي ديگري هم هست .يکي از اين کارکردها فعاليت سياسي گروهي ازجواناني است که در دانشگاه پذيرفته مي شوند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 21:46 |
لینک
|
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
از فردای اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی، بسیاری از نخبگان و فعالان مدنی، به همراه میلیونها ایرانی دیگر، نتوانستند که صحت نتایج انتخاباتی را پذیرا باشند و از این روی به راههای گوناگون اعتراض خود را به این نتایج نشان دادند. به این ترتیب بود که حاكمانی که تلاش در نمایش فضایی دموکراتیک و آزاد از انتخابات ایران داشتند، به دلیل سرمستی وصف ناپذیرشان از باده قدرت، نتوانستند چهره واقعي خويش را پنهان كنند و در واکنش هاي خشونت بار خويش چنان دژخويي از خود نشان دادند كه بايد درود فرستاد بر منش چنگيز و اسكندر! چرا كه اگر آنان در اعصار بسيار دور آن هم عليه مردماني بيگانه دست به اقدامات خشونت باري مي زدند؛ اينان در دوراني كه بايد بشردوستي و احترام به حقوق انسانها سرلوحه كار حكومت گران باشد با مردمان خويش چنان رفتار كردند كه گويي قومي غالبند بر دشمني ديرينه!
حاکمان از هيچ كوششي براي سركوب اعتراضات صورت گرفته نسبت به نتيجه انتخابات فروگذار نكردند و همچنان نيز به اقدامات سركوبگرانه خويش ادامه مي دهند و در اين راه تا آنجا پيش رفته اند كه خون بسياري از هم ميهنانمان در سركوب تظاهرات خياباني به زمين ريخته شده است. كساني كه تنها براي احقاق حقوقشان و جلوگيري از خيانت دولتمردان به رأي خويش به خيابان آمده بودند و براي بيان اعتراضات خويش مسالمت آميزترين روشها را به كار برده بودند.
متأسفانه دولت كودتا تا كنون علاوه بر ضرب و شتم شديد و بازداشت بسياري از هم ميهنان معترض مان در خيابان ها و تظاهرات اعتراضي ؛ عده بسياري از فعالان سياسي و مدني از طيف هاي گوناگون فكري و سياسي را نيز در خانه هايشان بازداشت كرده اند. فعالين ملي نيز از اين اقدامات سركوبگرانه بي نصيب نمانده اند. از جمله مي توان از مهندس كورش زعيم ،محمد علی دادخواه، ابوالفضل عابديني،پيمان عارف، مجتبی موسوی و حسام نصيري نام برد كه هم اكنون در بازداشت به سر مي برند. و نيز بايد اشاره كرد به مهندس هومن اسکندری ،جهانگير محمودي روحاني ميهن پرست و اميررضا اميربختيار ، كه در طي حوادث اخير مدتي را در بازداشت نيروهاي امنيتي گذرانده اند و یا احضار شده اند.
ما دانشجويان آزاديخواه ملي از حق اعتراضات مدني و مسالمت آميز شهروندان بر طبق میثاقهای بين المللي تضمين كننده حقوق بشر و نيز اصل 27 قانون اساسي حاكميت ، دفاع كرده و در عين حال سركوب اعتراضات مردمي و بازداشت هاي دل بخواهی و بی دلیل فعالين سياسي و مدني از جمله فعالين ملي را به شدت محكوم مي كنيم و خواستار آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت شدگان وقایع اخیر هستیم.
پاينده ايران
ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي
22/4/1388
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 4:5 |
لینک
|
پنجشنبه هجدهم تیر 1388
ده سال از زمان حمله وحشیانه گروه شناخته شده ای که همواره در این سالها می توانند بی محابا وآسوده خاطراز پیگرد و مجازات قانونی به اجتماعات مدنی اقشار و گروههای مختلف ملت ایران حمله کرده و مردم را مضروب و مجروح و مقتول کنند، می گذرد. ده سال پیش در پی افشاگری روزنامه سلام، از نقش باند جنایتکاری که "خودسر" خوانده بودنش در تهیه و تنظیم قانونی آزادی ستیز، دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، اعتراضی مسالمت آمیز و مدنی را شکل دادند و تمامیت خواهانی که هیچ ارزش و اعتباری برای آزادیهای مدنی، حقوق شهروندی، حق اجتماعات مسالمت آمیز و مفاهیمی از این قبیل قائل نیستند، به تلافی این اقدام جسورانه، کوی و دانشجویان را به خاک و خون کشیدند و هیچ عقوبتی ندیدند. تنها افکار و احساسات عمومی ملت ایران بود که در دادگاه خود، حکم فرجام ناپذیر محکومیت این جنایت را صادر نمود و اهمیتی نداد که در بیدادگاهی نمایشی، آن همه جنایت و درنده خویی را به یک "ریش تراش برقی" تنزل دادند.
ده سال پیش اقشار و گروههای مختلف اجتماعی به حمایت از دانشجویان و جنبش اصلاحات به خیابان آمدند تا از فرصت پدید آمده برای تحقق آنچه در آرای میلیونی خود به ریس جمهور اصلاحات خواستارش بودند، استفاده کنند. ملت خواهان آن بود که دست گروهی تمامیت خواه و زورگو که با تکیه بر منابع ملی و استفاده از نهادهای نظامی و امنیتی و گروههای غیر رسمی، سالها بود که خواست و منافع گروهی خود را بر اراده عمومی و منافع ملی ایرانیان تحمیل می کرد، از روزگار و سرنوشت خود کوتاه کند. اما بر خلاف انتظارش، مدعیان اصلاح طلبی و عقبه دانشگاهیشان، همراه با تمامیت خواهان "اوباش و اراذل" خطابشان کردند و قیام را سرکوب نمودند. اما یاد و خاطره آن خیزش اعتراضی دانشجویان و سایر اقشار و گروههای اجتماعی، به مثابه نقطه عطف تحولخواهی، در حافظه تاریخی ملت ایران بر جای ماند.
اما اندکی پیش ازدهمین سالگرد فاجعه کوی دانشگاه،در روز 24 خرداد سال جاری، دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران، باز هم شبیخونی دیگر و وحشیانه تر را از سوی همان افراد تجربه کردند. و این بار هم گناهشان این بود که به بی توجهی نسبت به آرایشان،اعتراض داشتند. امروز دردهمین سالگرد هجدهم تیر، ملتمان داغدار عزیزانی است که تنها به جرم آنکه حق رای خود را مطالبه کرده بودند، در خون گرم و پاک خود فروخفتند و عزیزانی دیگر در بند و اسیرند و بسیاری دیگر با زخمی بر پیکر و یا روان خود، روزگار را می گذرانند.
امروز اصلاح طلبان حکومتی، در پی اخراج از حاکمیت، ناگزیر به همراهی با مردم شده اند. اما ای کاش که ده سال پیش چنین می کردند تا سرنوشت خود و کشور را به اینجا نمی کشاندند. اگر در آن روزگار، دیده بر خون "عزت ابراهیم نژاد" و حقوق سایر آسیب دیدگان نمی بستند، امروز ملت ایران داغدار "ندا آقا سلطان"، "کیانوش آسا"،"ناصر امیر نژاد"، "مصطفی غنیان"، "اشکان سهرابی"، "حسین طهماسبی" و عزیزانی دیگر نبود. هجدهم تیرماه ده سال پیش، سکوت و مصالحه نمودند و شانه از زیر بار مسئولیتی که ملت بر عهده اشان نهاده بود خالی کردند، و امروز دستاورد این بی کفایتی و موقعیت نشناسی خود را به نظاره نشسته اند. اما با این حال ما دانشجویان آزادیخواه ملی نیز همچون بسیاری از هم میهنان دیگرمان، همچنان امیدواریم که این بار اصلاح طلبان در اعاده حقوق ملت ایران، بیش از پیش بکوشند و تن به مصالحه دیگری بر سر حقوق ملت ندهند.
در هر صورت، بر اساس همه موازین قانونی، دانشجویان ایرانی نیز همچون دانشجویان سایر کشورها،از حق برگذاری اجتماعات مسالمت آمیز در محیطهای دانشگاهی برخوردارند و سلب این حق قانونی و حمله به این اجتماعات، مانند آنچه در تیرماه ده سال پیش و خردادماه سال جاری اتفاق افتاد، رویه ایست که نمی تواند برای همیشه ادامه پیدا کند و گریزی از به رسمیت شناختن حق اجتماعات مسالمت آمیز (به ویژه در محیطهای دانشجویی) برای هیچ حکومتی در جهان امروز نیست.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
18 تیرماه 138۸
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 13:31 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
در22 خرداد ماه امسال،باردیگر خرد جمعی ملت ایران بر آن شد که با حضور در انتخابات ریاست جمهوری، اراده خود، مبنی برلزوم تغیرات مسالمت آمیز در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را به حاکمیت گوشزد کند. ملت ایران در همین راستا با حمایت از کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات شرکت نمود و با رای قاطع خود آقای "مهندس میرحسین موسوی" را به ریاست جمهوری برگزید. "اتحاد ملی" و "همبستگی اجتماعی" پدید آمده در پی این اراده عمومی معطوف به تغیر، از سرمایه های اجتماعی ارزشمندی بود که می بایست مورد استقبال و احترام نظام سیاسی کشور قرار بگیرد. نه اینکه با توطئه چینی و تقلب، تلاش در انهدام این جریان پویا و سازنده کنند. اما افسوس که به دلیل فقدان مولفه "عقلانیت" ، گروهی که به لحاظ پایگاه اجتماعی و وزن سیاسی در جایگاه اقلیت در جامعه امروز ایران قرار می گیرند، با سواستفاده از اهرمهای قدرت خود توانستند که یک "کودتای مخملی" را بر علیه اراده اکثریت ملت ایران، از طریق رای سازی و تقلب،انجام دهند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 14:34 |
لینک
|
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
اما بايد به فرصت تاريخي كه بر سر راه ملت ايران در اين برهه سرنوشت ساز قرار گرفته است اشاره كرد و آن چيزي نيست جز شرايط كنوني اقتصاد جهاني كه بسياري از كشورهاي صنعتي و قطب هاي اقتصادي بين المللي را تحت تأثير قرار داده است. امري كه به تغيير تاكتيكي سياست هاي اقتصادي از سوي نهادهاي بين المللي و دولت هاي كشورهاي صنعتي انجاميده است. خريداري سهام بسياري از شركت هاي خصوصي در كشورهاي صنعتي از سوي دولتها شاهدي بر اين مدعاست. چنانچه در چنين شرايطي در سياستهاي اقتصادي حاكميت تغييراتي جدي ايجاد شود(مانند آنچه در خصوص اصل 44 در حال شكل گيري است) مي توان اميد به پا گرفتن دوباره بخش خصوصي داخلي و استفاده از فرصت هاي پيش روي داشت.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 13:49 |
لینک
|
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388
به نام خداوند جان و خرد
ایرانیان در گذر هزارهها در کنار هم به گونهای مسالمتآمیز زیستهاند و دارای تاریخ، سنن، باورها و سرگذشتی یکسان و مشترک هستند. همین تاریخ و سرگذشت مشترک از شمار مهمترین ویژگیهای ملت ایران است. تاریخ ملّت ایران، همواره نمایانگر پیوستگی اقوام ایرانی برای پاسداری از مرزهای فرهنگی- سیاسی ایرانزمین است. با وجود زمینههای بسیار برای همبستگی ایرانیان و وجوه مشترک انکارناپذیر در میان همهی اقوام ایرانی، در این روزها با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، شاهد هستیم مباحثِ نسنجیده و بیپایهای از سوی آقای مهدی کروبی و برخی مشاورانش مطرح شده است که با اندکی تأمل در محتوای آنها میتوان دریافت که پشت این دعاوی، انگیزهای جز کسب رأی بیشتر وجود ندارد. این کاندیدا به جای تأکید بر وجوه مشترک میان تمامی اقوام ایرانی، در پیِ ایجاد تنشهای قومیتی و زبانی است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 2:41 |
لینک
|
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، با توجه به شرایط بسیار حساس داخلی و خارجی کشور عزیزمان ایران، حضور در انتخابات و پرهیز از رویکرد شکست خورده تحریم را لازم تشخیص داده و ضمن اعلام حضور فعالانه و با رویکرد مطالبه محورانه این گروه در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، از سایر دوستان و علاقه مندان نیز دعوت می کند که از این فرصت ارزنده جهت پیشبرد مطالبات ملی و دموکراتیک ملت ایران، استفاده کنند.
بدیهیست که این انتخابات را به هیچ عنوان یک انتخابات واقعی و دموکراتیک به شمار نمی آوریم و کاندیدایی را هم که کاملا در راستای اولویتها و مطلبویتهای ما برنامه ای مشخص ارائه کند، در میان کاندیداهای فعلی سراغ نداریم. اما اعتقاد داریم که می توان از همین کاندیداهای حداقلی در راستای تحقق برخی از مطالبات ملی و آزادیخواهانه بهره برد. به همین دلیل است که شرکت در انتخابات را گزینه خردمندانه و واقع بینانه در شرایط حاضر به شمار می آوریم.
پس از اخذ تصمیم مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، اعضای کمیته موسس ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی، جهت اعلام موضع انتخاباتی و حمایت از کاندیدای مورد نظر، جلساتی را ترتیب دادند که در پی این جلسات، ضمن تائید تصمیم شرکت در انتخابات به اتفاق آرا، درباره حمایت رسمی ائتلاف از یک کاندیدای خاص، اجماع نظر حاصل نگردید. بنابراین قرار شد که ائتلاف بدون اتخاذ موضع حمایتی رسمی، در انتخابات شرکت کند. مقرر گردید که اعلام شود که اعضای ائتلاف با این ترکیب از دو کاندیدا حمایت می کنند:
اکثریت اعضای کمیته موسس (پیمان اسدزاده، تیرداد بنکدار و شاهین زینعلی) از کاندیداتوری آقای "میرحسین موسوی" پشتیبانی نموده، و اقلیت اعضای کمیته موسس (کورش جنتی و مهرداد رحیمی) از کاندیداتوری آقای مهدی کروبی حمایت می کنند.
پیشنهاد ما به همه دوستان و هوادارن این است که ضمن مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری، از میان دو کاندید مورد اشاره، با توجه به تشخیص خود و ترکیب بالا، یکی را برگزینند.
علاوه بر این مقرر شد که هریک از اعضای ائتلاف، دلایل حمایت خود را از کاندیداهای مورد نظرشان، در وبلاگ درج نمایند.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
خرداد ماه ۱۳۸۸
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 14:59 |
لینک
|
یکشنبه دهم خرداد 1388

ميرحسين موسوي را مي توان به طور قطع و يقين يك گام اساسي جلوتر از ديگر نامزدها دانست. چرا كه وي نه تنها از دادن وعده هاي بي حساب و كتاب مردم پسند خودداري نموده است ؛ بلكه با ارائه برنامه هاي اقتصادي خود بخصوص مانيفست 51 ماده اي اقتصادي ، توجه نخبگان را به خود جلب نموده و برنامه محوري را به عنوان استراتژي انتخاباتي خود برگزيده است.از اين روي به جرأت مي توان گفت چنين شيوه اي تأثيري ماندگار دارد و در دوره هاي آينده شاهد تغيير فاز گفتمان انتخاباتي نامزدها خواهيم بود. لذا نگاهي به مانيفست اقتصادي وي مي تواند راهگشاي بسياري از كساني باشد كه هنوز با شك و ترديد به وي نگاه كرده و به لحاظ برنامه هاي اقتصادي اش او را همچنان موسوي دهه 60 قلمداد مي كنند. هرچند كه همگان همواره خاطره اي خوش از مديريت اجرايي وي در يكي از حساس ترين برهه هاي تاريخي كشور دارند ، اما خود او بيش از ديگران با دركي هوشمندانه به اين امر واقف است كه شيوه مديريتي آن دوران را بايد به همان دوران سپرد و امروز روزگاري نو است و سياستي نو را مي طلبد. در عين حال آن اميدي كه در دلها زنده شده از خصوصيات همچنان ثابت او همچون بردباري ، صلابت و منش سياسي وي سرچشمه گرفته است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 0:33 |
لینک
|
دوشنبه چهارم خرداد 1388

روز ۳ خرداد ماه ۱۳۸۸، هم زمان با بیست و هفتمین سالگرد آزادسازی خرمشهر از چنگ اشغالگران عراقی، دانشجویان آزادیخواه ملی از شکل گیری یک توطئه پان ترکیستی در دانشگاه تهران آگاهی یافتند. گروهی از عناصر قومگرا و تجزیه طلب که انتشار فیلمی از "محمد خاتمی" ریس جمهور سابق جمهوری اسلامی ایران را در چند روز اخیر مبدل به بهانه ای برای آشوب گری و عربده کشی کرده اند، فراخوانی با عنوان "اعتراض دانشجویان تورک دانشگاه تهران در اعتراض به توهین محمد خاتمی به ملت تورک آذربایجان(؟) را منتشر و برای برگزاری تجمع در روز سوم خرداد دعوت به عمل آورده بودند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 1:6 |
لینک
|
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388
گفتگو از اسماعیل آزادی (روزنامه ایران)
توضیح ضروری:
این مصاحبه در فروردین ماه سال ۱۳۸۴ صورت پذیرفته است و اشاره مستقیم به شیوه های تبلیغاتی مهرعلیزاده و مصطفی معین داشته است. اما همچنان با گذشت چهار سال، این رویه ناپسند توسط شیخ مهدی کروبی دنبال می شود. بنابر این همچنان هشدارهای دکتر احمدی به قوت و اعتبار خود باقیست.
تیرداد بنکدار
ايران ،ايرانيان و همبستگى ملى، واژگانى هستند كه همه قوميت ها و اقليت هاى اين سرزمين باستانى را، در طول تاريخ به هم پيوند داده است .
از سوى ديگر، شايد ايران تنها كشورى باشد كه جغرافياى سياسى آن، به مراتب كوچكتر از جغرافياى فرهنگى آن است؛ لذا پاسدارى از اين جغرافياى سياسى و فرهنگى، در زمره اهدافى به شمار مى رود كه مى تواند به افزايش همبستگى ميان ايرانيان و اهالى سرزمين هاى جغرافياى فرهنگى ايران منجر شود.
از آنجايى كه در آستانه انتخابات رياست جمهورى، برخى نامزدها به طرح برخى مسائل قوميتى و اقليتى پرداخته اند، تحليل علمى اين فرآيند و بيان حساسيت ها و خطراتى كه اين گونه حركتها مى تواند براى امنيت ملى به دنبال داشته باشد و ضرورت حركت به سوى افزايش همبستگى ملى، بستر گفت و گوى ما با دكتر حميد احمدى، كارشناس برجسته قوميت ها است كه از نظر خوانندگان مى گذرد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 12:27 |
لینک
|
پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387

كورش جنتي:مراسم آييني چهارشنبه سوري كه بنابر سنت ديرينه با افروختن آتش و پريدن از روي آن و همچنين رسوم كهن ديگر از جمله قاشق زني و فال گوش ايستادن همراه است در چند سال اخير دست كم در نقاطي از شهر تهران و شهرهاي بزرگ به همه چيز ماننده است جز يك آيين باستاني. به سخن دیگر چهارشنبه سوري اين سالها بيش از هر چيز به جنگي شبانه شباهت دارد و مردم در واکنشی طبیعی نسبت به رویکرد سرکوبگرانه و سلبی حکومت به آیین ها و رسوم ملی و میهنی اين شب را دستاويزي براي نشان دادن نارضايتي ها ي بي شمارخود قرار داده اند.چنانكه شادي هاي كودكان در حين پريدن از آتش جاي خود را به انواع صداهاي مهيب و صحنه هاي دلهره آور برخاسته ازنارنجك ها ي دست ساز و بمب هاي صوتي و آتش زا داده است و فرياد "زردي من از تو سرخي تو از من " به شعارهايي عليه مسئولين عاليرتبه رژيم تبديل شده است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 0:5 |
لینک
|
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387

تعداد زیادی از هنرمندان از سراسر آمریكا، اعضای خانوادههای بزرگ اشرافی و مطرح آمریكایی، برخی سیاستمداران فعلی و پیشین و حدود دو میلیون نفر از شهروندان آمریكایی و توریستهایی كه از سراسر دنیا به واشنگتن آمدهبودند، صبح روز 20 ژانویه 2009 در این شهر گرد هم آمدهبودند تا شاهد پرخرجترین( حدود 150 میلیون دلار) و باشكوهترین مراسم تحلیفی باشند كه تا كنون تاریخ آمریكا به خود دیدهاست. به اینها باید بیافزاییم بیش از دو میلیارد نفر از مردم سراسر جهان را كه از طریق شبكههای تلویزیونی شاهد پخش زندۀ این مراسم بودند. "لیندا داگلاس" سخنگوی كمیته برگزاری مراسم پرسش خبرنگار آسوشیتدپرس مبنی بر این كه "با توجه به شرایط اقتصادی آمریكا و برگزاری چنین مراسمی آیا شاهد اعتراضاتی نبودید؟" را با دركی هوشمندانه این گونه پاسخ داد:" آنچه برای مردم اهمیت دارد شكوه این مراسم است."
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 1:0 |
لینک
|
جمعه چهارم بهمن 1387
مقدمه
بررسي رابطه سياستهاي خاورميانهاي آمريکا و جريانات قوم گرا در ايران بستگي به فهم اهداف و منافع تصوري دولت آمريکا در خاورميانه و تهديدات آن است. با درک اهداف تصوري آمريکا در خاورميانه ميتوان چرخشهاي رفتاري آمريکا و رابطه با متحدان موقتي و دائمي اين کشور را تا حدي تبيين نمود. طرفه اينكه گاه متحدان و کارگزاران تأمين منافع خاورميانه جرياناتي کاملاً متفاوت هستند. زماني براي جلوگيري از نفوذ بيشتر کمونيسم در شوروي از گروههاي متعصب بنيادگرا در افغانستان حمايت ميکرده است و گاهي از گروههاي اقتدار گرا و غير دموکراتيک در کشورهاي عربي خاورميانه. بنابراين با معطوف کردن کنشهاي دولت آمريکا در عرصه خاورميانه با منافع تصوري آن کشور، نوع رابطه اين کشورها با گروهها و کشورها مشخص خواهد شد.
در مورد ارتباط دولت آمريکا با گروههاي قوم گرا و جدايي طلب ايران نيز بايد از يکسو به منافع تصوري ايالات متحده در خاورميانه در دورههاي خاص و منابع تهديد آن توجه کرد و از سوي ديگر به پتانسيل گروههاي قومي به مثابه ابزار تأمين منافع آمريکا در اين دورهها نگريست. ميتوان گفت که پس از فروپاشي شوروي و تمايل آمريکا به ايفاي نقش هژمون در سراسر جهان و تسلط بر خاورميانه به عنوان الزام هژمونيک گرايي آمريکا، منابع تهديد منافع تصوري آمريکا از دو کشور نشأت ميگرفت: ايران و عراق. سياست مهار دوجانبه تلاشي براي کنترل اين منابع تهديد بود. اين سياست پس از روي کار آمدن نومحافظهکاران و حوادث 11 سپتامبر به سياست محور شرارت و تغيير رژيم تغيير يافت. اين مقاله بر آن است تا نقش و جايگاه حمايت مخالفين ايران به طور اعم و گروههاي جداي طلب قومي به طور اخص را در هر دو سياست مهار دو جانبه و تغيير رژيم بررسي کند. تأکيد اصلي اين نوشته بر سياستهاي جديد پس از روي کار آمدن بوش است تا نشان دهد که پتانسيل گروههاي قوم گرا در سياست رژيم آمريکا عليه ايران چه کارکردهايي داد و تا کنون چه اقدامي توسط آمريکا براي بهرهبرداري از اين ابزار فشار بر جمهوري اسلامي انجام گرفته و ايفاي چه کار ويژهاي را از اين گروه انتظار دارند. در ادامه نيز شاحصهايي براي عوامل تهديد جمهوري اسلامي در سه سطح داخلي، منطقهاي و بين المللي و نيز منابع قدرت جمهوري اسلامي براي مقابله با اين تهديدات بيان ميگردد و در پايان سئوالاتي مطرح ميگردد كه در شناخت درست منشأهاي تهديد و چگونگي استفاده از منابع مادي و معنوي كشور براي خنثي كردن تهديدها، بايد به آنها پرداخته شود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 11:53 |
لینک
|
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
در مورد وظایف و برنامههای پانتركیستها در دوران جدید پس از جنگ سرد و استقلال كشورهای آسیای میانه و قفقاز، بحثهای زیادی در محافل پانتركیستی در داخل تركیه، در جمهوری آذربایجان و خارج از این مناطق صورت گرفته است. اما هیچكدام از این بحثها به اندازه پیشنهادات صبری بدرالدین برای پانتركیستها جذابیت نداشته است. میتوان پس از ضیاءگوك آلپ، بدرالدین را مهمترین ایدئولوگ جریان پانتركیستی دانست. او در یكی از مقالات بسیار مهم خود كه در برگیرنده استراتژی پانتركیستها برای دستیابی به وحدت تركیه، قفقاز، مناطقی از ایران، افغانستان و كلیه جمهوریهای آسیای میانه و بخشهای شرقی چین است، ضمن نگاهی به گذشته پانتركیسم، میگوید كه تا سال 1991 (فروپاشی شوروی)، پانتركیسم تنها به عنوان یك ایدئولوژی وجود داشت اما پس از آن، اقدامهای عملی برای آغاز مرحله نهادی جنبش پانتركیسم آغاز شد.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 11:51 |
لینک
|
یکشنبه یکم دی 1387

ژنرال علی اکرام همت زاده نامی ماندگار در تاریخ ایران و جنبش ملی تالشهای جمهوری آذربایجان(اران) است.ژنرال همت زاده بعد از فروپاشی شوروی و به دنبال تشکیل حاکمیت شوونیستی به رهبری جبهه خلق در باکو و بعد از آغاز طرح های جدی این حکومت شوونیستی برای محو قوم کهن و تاریخی تالش و نابودی فرهنگ ,هویت و موجودیت آنها ,کمر همت بست و "جمهوری دمکراتیک تالش - مغان "را با کمک مردم تالش و بدون وابستگی به کشورهای خارجی به مرکزیت "لنکران"در ایران شمالی تشکیل داد .این حکومت دمکراتیک در نهایت با یورش نیروهای نظامی شکست خورده دولت باکو در جنگ قره باغ به لنکران سقوط کرد .ژنرال همت زاده مردانه مقاومت کرد و از منطقه "جمهوری تالش - مغان"خارج نشد و درنهایت به اسارت نیروهای حکومت باکو در آمد و بعد از 13 سال اسارت در سیاهچالهای رژیم شوونیستی باکو آزاد و از جمهوری آذربایجان(اران) تبعید شد و هم اکنون در هلند زندگی می کند.
بدنبال دور جدید تلاشهای رژیم باکو علیه مردم تالش و زندانی کردن دانشمندان و روشنفکران پیش کسوت تالش ,ژنرال همت زاده رهبر جنبش ملی تالشهای ایران شمالی و رهبر و بنیانگذار "جمهوری مستقل تالش - مغان "نامه ای خطاب به ملت و دولت ایران منتشر کرد:
ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
سرنوشت اینگونه رقم زده است که بخشی جدایی ناپذیر از دولت قدرتمند ایران ,و مردم تالش به عنوان یکی از اقوام کهن ایرانی ,تقریبا بمدتی نزدیک به 200 سال در نتیجه خیانت سلسه قاجار که در قرن 19 میلادی سلطنت ایران را بدست آورده بود,با سیم خاردار بدو نیم تقسیم شد.در تمامی این مدت ,تالش ها با تبعیض قومی - ملی بی سابقه ای مواجه شدند ,بویژه پس از فروپاشی شوروی و پیدایش دولت باکو طی 17 سال اخیر تقریبا با خطر محو شدن از صحنه تاریخ مواجه شده اند.حاکمیت کنونی باکو که ترک گرایی و شوونیسم را به سطح ایدئو لوژی دولتی ارتقا داده است ,علیه تاریخ ,فرهنگ,دین ,معنویات و فولکور تالش و علیه امروز و فردای این قوم ریشه دار ,وارد جنگی بیرحمانه شده و محو مردم تالش را به عنوان هدف خودانتخاب کرده است.
در کتب درسی رژیم باکو نام تالش بطور کامل حذف شده است .نمونه های فرهنگ و هنر خلق تالش که آنرا بهمراه سایر خلقهای ایران طی هزاران سال پدید آورده است,با بی حیایی بی نظیری متعلق به سایرین اعلام شده است.ما از تاریخ خود,از فرهنگ خود , از عادات و سنن خود محروم شده ایم!این خلق حتی در مقابل سرکوب های رژیم کمونیستی ,دین بر حق خداوند و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کرده بود.اما امروز حکومت ننگین باکو با اهداف از پیش تعیین شده ,مذاهب و طریقتهای مختلفی (مانند وهابیت ,مسیحیت و یهودی گری )را در اراضی محل سکونت این خلق رواج می دهد و با اینکار نیز می خواهد فرهنگ و دینمان را از دستمان بگیرد .این حکومت نه تنها دشمن خلق تالش ,بلکه به طور کل دشمن ایران است..تصادفی نیست که بسیاری از بلایایی که بر سر تالش ها آورده می شود مربوط به این است که خلق تالش بخشی از ملت و تمدن ایران است.به گونه ای که حکومت کنونی باکو که از روزهای نخست اعلام استقلال ,فعالیت علیه تمامیت ارضی ایران را هدف قرار داده است.بسیاری از ظلم ها و فشارهای این حکومت علیه ما نیز با وفاداری و محبت قوی موجود در قلب تالشها به ایران مربوط است به گونه ای که مقامات حکومت باکو تمامی کسانی را که در راه دفاع از حقوق مردم مظلوم تالش تلاش می کنند به جاسوسی برای ایران متهم میکندو انها را سرکوب میکند .این حکومت بی دین و ایمان و فاقد معنویت ,نه تنها هیچ قانونی ,حتی قوانین الهی را نمی خواهد به رسمیت بشناسد و ما تالشها را همچنین بخاطر وفاداری به دین اسلام متهم می کند .با گذشت سالها ,افسار گسیخته تر می شود و هیچ اصل و قاعده حقوق بین الملل و حقوق اعطا شده از طرف خداوند را نیز نمی خواهد به رسمیت بشناسد.بعنوان شاهد مثال این مطالب ,حکم صادر شده در 24 ژوئن ]2008[علیه روشنفکر برجسته تالش ,عالم زبان شناس ,معاون مرکز فرهنگی تالش در این جمهوری و سردبیر نشریه قدیم الانتشار "نولیشی صدو" است.بدون هیچ سند ومدرکی ,فقط براساس دروغها و بهتانها,نوروز علی محمد اف (دانشمند مشهور زبان شناس)ظاهرا به جاسوسی به نفع ایران متهم و به مدت 10 سال از آزادی محروم شد.بی حیایی به آن حد رسیده است که این حکم نه تنها بدور از چشم نمایندگان جامعه ,حتی بدون حضور وکیل نوروز علی محمد اف و در شرایطی کاملا مخفیانه قرائت شد!
ما تالشها از کل دنیا و در وهله نخست از وطن تاریخی خود ایران و رهبری آن,یاری به ملت خود(تالشها)و جلوگیری از محو شدن آن را خواهانیم.ما فکر میکنیم که اگر مسولان ایران بی اعتنایی نمی کردند و با این حکومت بی دین و ایمان (حکومت حاکم بر ایران شمالی)دوستی و همکاری نمی کردند .حکومت باکو نمی توانست این کار را انجام دهد .همکاری دولت ایران با حکومتی که شهروندان تحت ستم خود را با روحیه نفرت از ایران تربیت می کند و تقریبا هر روز با "دستگیری جاسوسان ایران !؟"مشغول است چگونه ارزیابی کنیم؟از کدام دوستی و همکاری دولت ایران با این رژیم کافر که در ظاهر خود را مسلمان می نامد اما در حقیقت دشمن اسلام است می توان سخن گفت؟ما تالشیها افتخار میکنیم که ریشه مان ایرانی است و خودمان را از ایران و وطن تاریخی مان نمی توانیم جدا تصور کنیم .به رغم همه تعقیبها و سرکوبها ,محبت به ایران در دلهای ما ابدی است .اما جای تاسف دارد که چنین محبتی را از طرف حکومت ایران در قبال خودمان مشاهده و احساس نمی کنیم .با در نظر گرفتن تمامی اینها ,ما امروز مملکت ایران و حکومت آن را به دفاع از مردم مظلوم تالش و ریش سفید این ملت ,نوروز علی محمد اف فرا می خوانیم .
ملتت امروز از تو کمک می خواهد ,ایران
رهبر جنبش ملی تالش
علی اکرم همت زاده - هلند
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 11:55 |
لینک
|
یکشنبه سوم آذر 1387
شنبه، 2 آذر 1387
ادوارنیوز: روز گذشته چند تن از افرادی كه قصد شركت در مراسم يادبود داريوش و پروانه فروهر را داشتند در نزديكي منزل ايشان بازداشت شدند.
مأموران پليس امنيت پس از ضبط موبايل و كارت شناسايي ، آنها را به كلانتري ميدان بهارستان منتقل كردند و پس از ساعتي با اخذ تعهد از آنها خواستند تا صبح فردا خود را به پايگاه هفتم پليس امنيت تهران معرفي كنند اما پس از مراجعه به آنان گفته شد كه مأموران وزارت اطلاعات با شما تماس خواهند گرفت.بازداشت شدگان عبارت بودند از : شاهين زينعلي و تيرداد بنكدار(از اعضاي ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي ) ، سلمان سيما (عضو سازمان دانش آموختگان)، مهدي الياسي(روزنامه نگار) و علي قادري و حسام نصیری (از اعضای جبهه ملی ایران).
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 13:33 |
لینک
|
چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387

با مرخصي استعلاجي مهندس عباس امير انتظام،موافقت نشده و ايشان بايد روز اول آذر ماه خود را به زندان اوين معرفي كنند
ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 21:29 |
لینک
|
دوشنبه بیستم آبان 1387

احزاب سیاسی در اغلب کشورهای جهان نه به گونه ای تصادفی که بر بستر "شکافهای اجتماعی" موجود در آن کشور شکل گرفته اند. شکافهای اجتماعی مولفه های تمایز بخشی هستند که گروهها و نیروهای اجتماعی یک جامعه را از یکدیگر تفکیک می کنند. از مهم ترین این شکافها می توان از مولفه هایی چون طبقه، منزلت، جنسیت، مذهب، قومیت و ... نام برد که تعلق ذهنی یا عینی به هر یک از این مولفه ها، در شکل گیری آرا و کنشهای سیاسی فرد تاثیر تعین کننده ای دارد. این شکافها کمابیش در همه جوامع انسانی وجود دارند اما بسته به اوضاع سیاسی و اجتماعی هر جامعه بسیاری از این شکافها "فعال" و بسیاری دیگر "غیر فعال" می شوند. در واقع این "شکافهای فعال اجتماعی" هستند که آرایش احزاب و نیروهای سیاسی جامعه را شکل می دهند. به این ترتیب که هرچقدر که شکافهای فعال اجتماعی کمتر باشد، بلوک بندی های سیاسی نیز محدودتر می شود و احزاب سیاسی فراگیر و نیرومندی بر عرصه سیاست کشور استیلا می یابند و به ویژه در یک "جامعه تک شکافی فعال" این وضعیت به یک دموکراسی دو حزبی منتهی می شود.بلعکس هر چقدر که شکافهای فعال اجتماعی بیشتر باشد، با تعدد احزاب رقیب و گاه متخاصم سیاسی مواجه می شویم که در یک شرایط سامان یافتگی سیاسی منجر به پیدایش دموکراسی های پارلمانی چند حزبی می شود. بنابراین می توان چنین عنوان کرد که احزاب سیاسی در واقع "نمایندگی" منافع و خواستهای متضاد و گاه متخاصم موجود در شکافهای اجتماعی را بر عهده دارند.*
با نزدیک شدن به زمان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، از سوی برخی از فعالان مدنی کشور، تلاشهایی در راستای حمایت از یکی از کاندیداهای احتمالی طیف موسوم به اصلاح طلب یا دوم خردادی آغاز شده و همه این فعالان نیز نکاتی را در مورد ضرورت حمایت از فلان کاندیدا مطرح می کنند. اما آنچه در این بین نادیده گرفته شده و بدان پرداخته نمی شود این است که آن کاندیدا قرار است نمایندگی کدام یک از "گروهها و نیروهای اجتماعی" را بر عهده بگیرد؟این نکته مهم شاید بیانگر چرایی شکست تجربه ۸ ساله اصلاح طلبان و بیهودگی روی آوردن مجدد به این جریان باشد.
در حال حاضر جریان دوم خردادی بر شالوده هیچ یک از شکافهای اجتماعی به راستی موجود در جامعه ایران بنا نشده اند. البته شاید بتوان در خوشبینانه ترین نگاه چنین عنوان داشت که جریان دوم خردادی نماینده نیروی نو اندیش دینی در کشور است. در صورت پذیرفتن این ادعا و نادیده گرفتن عملکرد محافظه کارانه سیاسی و اجتماعی این طیف، و نیز نادیده گرفتن این واقعیت که بسیاری از نیروهای غیر حکومتی این نیرو، دارای تفاسیر پیشرو تر از جریان دوم خردادی هستند، باز هم نمی توان تنها بر اساس یکی از شکافهای اجتماعی در جامعه چند شکافی ایران امروز، ادعای نمایندگی اجتماعی داشت. در چنین وضعیتی بود که در دوره ششم مجلس شورای اسلامی نیز که به مجلس اصلاحات معروف شد، همانند ادوار پیشین و پسین، نمایندگان شکافهای ساختاری جامعه ایران ( یعنی شکافهایی که به طور مستقیم با نظام تقسیم کار اجتماعی مرتبط هستند)، در عمل تنها به طرفداران سرمایه داری دولتی و بورژوازی تجاری (دلال) محدود شده و در سیاستگذاریهای مجلس نقش عمده داشته اند و در این بین هیچ نقشی برای دیگر نیروهای اجتماعی و تولیدی جامعه در نظر گرفته نشده است.*
در سالهای موسوم به اصلاحات نیز هیچ فرصتی جهت پیدایش و رشد نهادهای نمایندگی به نیروهای اجتماعی داده نشد و علت این مسئله نیز واضح بود. جریان دوم خردادی به علت گفتمان حکومتی و تقلیل گرایش در یک شرایط برابر از بسیج اجتماعی ناتوان بوده و هست و به نیکی می داند که فاقد موقعیت نمایندگی برای نیروهای اجتماعی فعال و نیمه فعال در عرصه جامعه ایران می باشد. در حالی که جناح موسوم به اصولگرا از این موقعیت بهره مند بود. تنها راهکار جریان دوم خردادی در این بود که با منسجم و متحد کردن نیروهای اجتماعی، به یک جنبش فراگیر ملی بر علیه جناح مخالف شکل دهد. اما به دو دلیل از اتخاذ این رویکرد خودداری کرد. نخست اینکه به دلیل ماهیت کاملن حکومتی این جریان، گردانندگان آن از پیامدهای احتمالی چنین اقدامی واهمه داشتند و دوم اینکه جریان دوم خردادی، به علت فقدان پایگاه مشخص سیاسی و اجتماعی، تصویر روشنی از موقعیت احتمالی خود در پی چنین اقدامی نداشتند. بنابراین جریان دوم خردادی علی رغم آنکه خود را خواستار اصلاحات و بهسازی نشان می دهد، خود بیش از هر جریانی دیگری به تداوم وضعیت موجود دلبسته است. زیرا در صورت بروز هرگونه دگرگونی عمیق در ساختار حکومتی ایران، مبنای وجودی جریان موسوم به دوم خردادی از میان می رود. زیرا بقای این جریان منوط به سخنگو نمایی از سوی نیروهای اجتماعی سرکوب شده است که در صورت پیدایش نهادهای نمایندگی، این نقش نیز از دوم خردادیها توسط نمایندگان واقعی ستانده می شود."فقدان نمایندگی اجتماعی" اساسی ترین دلیلی است که جریان دوم خردادی را در فرآیند گذار به دموکراسی ناکارآمد و بی انگیزه می کند.
*: ن ک بشیریه، حسین، جامعه شناسی سیاسی، تهران، نشر نی، چاپ دهم (۱۳۸۳)، صص ۱۰۶-۹۹.
*: ازغندی، علی رضا، درآمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران، تهران، نشر قومس، چاپ اول (۱۳۸۵)، ص ۱۷۵.
نوشته شده توسط دانشجویان آزادیخواه ملی در ساعت 1:58 |
لینک
|