مصطفی ملکیان
موضوع صحبت من در اين جا كمي بيربط به موضوع اين كارگاه تخصصي است که علت آن دو چيز است:
اول اين كه من در مورد موضوع دقيق اين كارگاه تخصصي دانشي ندارم و دوم اين كه دقيقاً خبر نداشتم كه تا اين حد و به طور جدي قرار است فقط درباره اشتغال بحث شود. به اين دو جهت من موضوعي را انتخاب كردهام با عنوان «علل ضعف تحقيقات علومانساني در ايران» كه شايد بعضي از نكاتش براي بحث علومانساني و چالش اشتغال سودمند باشد.
علل ضعف تحقيقات علومانساني در ايران از نظر من در ده مورد قابل بيان است كه هر چند همهي علل ضعف تحقيقات علومانساني نيست، اما اهم اين علل است. اما قبل از بيان اين ده علت لازم است سه نكته را عرض كنم:
ادامه مطلب

تعداد زیادی از هنرمندان از سراسر آمریكا، اعضای خانوادههای بزرگ اشرافی و مطرح آمریكایی، برخی سیاستمداران فعلی و پیشین و حدود دو میلیون نفر از شهروندان آمریكایی و توریستهایی كه از سراسر دنیا به واشنگتن آمدهبودند، صبح روز 20 ژانویه 2009 در این شهر گرد هم آمدهبودند تا شاهد پرخرجترین( حدود 150 میلیون دلار) و باشكوهترین مراسم تحلیفی باشند كه تا كنون تاریخ آمریكا به خود دیدهاست. به اینها باید بیافزاییم بیش از دو میلیارد نفر از مردم سراسر جهان را كه از طریق شبكههای تلویزیونی شاهد پخش زندۀ این مراسم بودند. "لیندا داگلاس" سخنگوی كمیته برگزاری مراسم پرسش خبرنگار آسوشیتدپرس مبنی بر این كه "با توجه به شرایط اقتصادی آمریكا و برگزاری چنین مراسمی آیا شاهد اعتراضاتی نبودید؟" را با دركی هوشمندانه این گونه پاسخ داد:" آنچه برای مردم اهمیت دارد شكوه این مراسم است."
ادامه مطلب
سیاه و سپید ، سرخ و زرد، بومی، آمریکایی آفریقایی تبار، آسیایی آمریکایی تبار و کسانی که شاید به تازگی به شهروندی آمریکا در آمده اند. انسان هایی با فرهنگ ها، زبان ها و نژاد هایی متفاوت . در زیر یک پرچم وبا خواندن یک سرود ملی و با یک زبان واحد و رسمی به رئیس جمهور جدیدشان خوشامد گفتند. اختلافاتی که هر کدامشان در درازنای تاریخ آبشخور جنگ ها و نابسامانی های بسیاری بوده است. امروزدر یک حکومت مردمسالار و درسایه ی عشقی والاتربه نام میهن فراموش می شود.
ادامه مطلب
مقدمه
بررسي رابطه سياستهاي خاورميانهاي آمريکا و جريانات قوم گرا در ايران بستگي به فهم اهداف و منافع تصوري دولت آمريکا در خاورميانه و تهديدات آن است. با درک اهداف تصوري آمريکا در خاورميانه ميتوان چرخشهاي رفتاري آمريکا و رابطه با متحدان موقتي و دائمي اين کشور را تا حدي تبيين نمود. طرفه اينكه گاه متحدان و کارگزاران تأمين منافع خاورميانه جرياناتي کاملاً متفاوت هستند. زماني براي جلوگيري از نفوذ بيشتر کمونيسم در شوروي از گروههاي متعصب بنيادگرا در افغانستان حمايت ميکرده است و گاهي از گروههاي اقتدار گرا و غير دموکراتيک در کشورهاي عربي خاورميانه. بنابراين با معطوف کردن کنشهاي دولت آمريکا در عرصه خاورميانه با منافع تصوري آن کشور، نوع رابطه اين کشورها با گروهها و کشورها مشخص خواهد شد.
در مورد ارتباط دولت آمريکا با گروههاي قوم گرا و جدايي طلب ايران نيز بايد از يکسو به منافع تصوري ايالات متحده در خاورميانه در دورههاي خاص و منابع تهديد آن توجه کرد و از سوي ديگر به پتانسيل گروههاي قومي به مثابه ابزار تأمين منافع آمريکا در اين دورهها نگريست. ميتوان گفت که پس از فروپاشي شوروي و تمايل آمريکا به ايفاي نقش هژمون در سراسر جهان و تسلط بر خاورميانه به عنوان الزام هژمونيک گرايي آمريکا، منابع تهديد منافع تصوري آمريکا از دو کشور نشأت ميگرفت: ايران و عراق. سياست مهار دوجانبه تلاشي براي کنترل اين منابع تهديد بود. اين سياست پس از روي کار آمدن نومحافظهکاران و حوادث 11 سپتامبر به سياست محور شرارت و تغيير رژيم تغيير يافت. اين مقاله بر آن است تا نقش و جايگاه حمايت مخالفين ايران به طور اعم و گروههاي جداي طلب قومي به طور اخص را در هر دو سياست مهار دو جانبه و تغيير رژيم بررسي کند. تأکيد اصلي اين نوشته بر سياستهاي جديد پس از روي کار آمدن بوش است تا نشان دهد که پتانسيل گروههاي قوم گرا در سياست رژيم آمريکا عليه ايران چه کارکردهايي داد و تا کنون چه اقدامي توسط آمريکا براي بهرهبرداري از اين ابزار فشار بر جمهوري اسلامي انجام گرفته و ايفاي چه کار ويژهاي را از اين گروه انتظار دارند. در ادامه نيز شاحصهايي براي عوامل تهديد جمهوري اسلامي در سه سطح داخلي، منطقهاي و بين المللي و نيز منابع قدرت جمهوري اسلامي براي مقابله با اين تهديدات بيان ميگردد و در پايان سئوالاتي مطرح ميگردد كه در شناخت درست منشأهاي تهديد و چگونگي استفاده از منابع مادي و معنوي كشور براي خنثي كردن تهديدها، بايد به آنها پرداخته شود.
ادامه مطلب