«تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو
پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس
ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای
صبح را خوانند شام و آسمان را ریسمان
مادر ایران ندارد چون تو فرزند دلیر
روز سختی چشم امید از تو دارد هم چنان
بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو
جان به قربان تو ای جانان آذربایجان»
استاد شهریار
بار دیگر با فرارسیدن ۲۱ آذر، ایرانیان میهن دوست و آزادیخواه، با به یاد آوردن خاطره رهایی آذربایجان سرافراز از چنگال اهریمنان تجزیه خواه و استالینیست وابسته به سوسیال امپریالیسم شوروی، شادمان شده و بر مسئولیت خود بر پاسداری از تداوم یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران زمین و تلاش در مقابله با دشمنان آزادی ملت ایران، و همه مرتجعانی که می خواهند با چنگ انداختن بر تمایزات پیشاشهروندی، بذر تفرقه و جدایی را در میان ملت بزرگوار ایران بپاشند، راسخ تر می کند.
دانشجویان آزادیخواه ملی ضمن گرامیداشت این روز بزرگ، سالگرد رهایی آذربایجان از چنگال دشمنان ایران و ایرانی را به همه ایرانیان، و به ویژه آذربایجانیهای غیور که با قیام شکوهمندشان، ضربه نهایی را بر پیکر متعفن فرقه به اصطلاح دموکرات وابسته به شوروی را زدند، صمیمانه شادباش می گویند.
اما آنچه به ۲۱ آذر امسال، شکوه و ارزشی دوچندان می بخشد، حضور غرورآفرین و ارزشمند آذربایجانیهای دلاور، دوشادوش سایر ایرانیان، در جنبش ملی سبز است. این حضور که در روزهایی چون ۲۷ خردادُ، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر سال جاری، به اوج خود رسید، پاسخی درخور به جبهه متحد مرتجعان و مستبدینی بود که بقا و دوام خود را در جدایی افکنی میان آذربایجانیان و سایر ایرانیان می بینند. آذربایجانی های همیشه ایرانی، این روزها هم به سان همیشه در صفوف نخستین ایران دوستی و آزادیخواهی قرار دارند و با حضور سبزشان در کارزار جنبش ملی سبز، خیالات خام آنهایی را که منافعشان به هر ترتیب، در سکوت آذربایجان بود را نقش بر آب کردند.
دانشجویان آزادیخواه ملی، این مناسبت شکوهمند را مغتنم شمرده و درودهای خود را نثار آذریهای دلاوری که همواره با جانفشانیهایشان، در راه اعتلای ایران و ایرانی کوشیده اند، می کند.
آذربایجان همواره بیدار و نگهبان ایران است
جاوید ایران
پاینده آزادی
یاشاسین آذربایجان
محو اولسون ایرتجاع
پینوشت:
مطالعه ویژه نامه روزنامک به مناسبت 21 آذر سالروز نجات آذربایجان را به همه یاران هم اندیش و دوستان ارجمند، پیشنهاد می کنیم.
به نام خداوند جان و خرد
به نام ایران؛ و به نام دانشجوی ایرانی که ندای حق طلبی اش دمی خاموشی نمی گیرد.و باز هم به نام دانشجو. آن دانشجو که خزیده در گوشه سلولی تنگ و تاریک روز بزرگداشتش را سر می کند.
هم میهنان،جوانان و دانشجویان سرزمین اهورایی ایران
در این یکماهی که بین تجمع پرشکوه جوانان و دانشجویان در سیزدهم آبان امسال تا شانزدهم آذر فاصله بود،آنانی که چندیست کابوس بیداری ما را خواب می بینند از هیچ کوششی برای عقیم کردن جنبش سبز ملت ایران فروگذار نکردند. شانزدهم آذر ماه در چند سال گذشته همواره فرصتی برای اعتراض دانشجویان به پایمال شدن حقوق این قشر و دفاع از دیگر اقشار سرکوب شده اجتماع ایران بوده است. دانشجویان نیز در اوج خمودگی و سرخوردگی چندساله اخیر توده های اجتماع ، همواره سعی در روشن نگه داشتن مشعل حق طلبی و آزادیخواهی داشتند. اکنون که چند صباحی است یخ های آن سرخوردگی چونان برف در برابر تابش خورشید آگاهی و بیداری آب گشته ، بدیهی است که دانشجو و دانشگاه از پیش قراولان جنبش سبز ایران باشند و نگاهی به تجربه چند ماه گذشته جنبش سبز به روشنی این مدعا را نمایان می سازد.
از مدتها پیش نیز قابل پیش بینی بود که در آستانه روز دانشجو فشار بر دانشجویان و به خصوص فعالان دانشجویی از هر طیف و گروه از دانشجویان ملی گرا و لیبرال گرفته تا گروههای چپ دانشجویی و انجمن های اسلامی به شدت افزایش یابد. موج احضارها به کمیته های انظباطی و نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و همچنین بازداشت های گسترده فعالان دانشجویی در یکماه گذشته نشان از تلاش تمامیت خواهان برای فرونشاندن اعتراضات این قشر داشت. چرا که فریاد رسای دانشجویان در این روز روح تازه ای به کالبد زخم خورده جنبش سبز ملت ایران خواهد دمید.امری که بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز است تا پویایی آن حفظ شود.
دانشجویان آزادیخواه ملی ، ضمن شادباش این روز به تمامی دانشجویان و به خصوص دوستان و همکلاسی هایمان که در این روز نه در کنار ما که در زنداند ، اعلام می دارند: آنجا که همدلی و همراهی دانشجویان بر سر آرمانهای مشترک ملی و آزادیخواهانه ، ستون هرگونه فعالیت داشجویی باشد ؛ اقتدارگرایان مجبور به عقب نشینی اند و امروز ما شاهد این همدلی نه تنها در بین فعالان دانشجویی که در میان بدنه دانشجویان در دانشگاههای سراسر کشور هستیم و از این رو است که هرگونه اقدام صورت گرفته برای مقابله با خیزش دانشجویان محکوم به شکست است.
پاینده ایران
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
پانزدهم آذرماه 1388 خورشیدی
شانزده آذر دیگری در راه است، اعتراضات دانشجویی طی این سالها همیشه عاملی بوده برای برآشفتن خواب خوش اقتدارگرایان، این بار اما شانزده آذر در حالی فرا می رسد که جنبش قدرتمند ملت ایران، بیش از پنج ماه است که کابوسی دهشتناک را به اقتدارگرایان کودتاچی و باندهای فاسد نظامی-اقتصادی حامی آنها تحمیل کرده است.
دولت کودتا که به رغم همه ی سرکوبها و اعمال وحشیانه و غیر انسانی اش در ماههای اخیر، موفق به کنترل امواج گسترده ی جنبش مردمی نشده است، اکنون از سر ضعف و استیصال می کوشد عقده اقتدار خویش را با بازداشت فعالین دانشجویی و صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی اصلاح طلب و تحولخواه التیام بخشد، از قضا اما اینگونه برخوردها نشان از عجز روزافزون دولت کودتا و نزدیکی هر چه بیشتر آن به شیب تند سقوط دارد.
هجوم برنامه ریزی شده ی نیروهای امنیتی به یک جلسه ی تئوریک و معمول خانگی و بازداشت هفت تن از اعضای گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران (مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی) را نیز باید در راستای همین عجز و استیصال ارزیابی کرد. آمران و عاملان اینگونه بازداشتها خود بهتر می دانند که سرکوب و خشونت و زندان، دیگر درمان این درد و مرهم این زخم نیست، دیگر نه تنها فعالین سیاسی و دانشجویی که مردم هم از زندان و سرکوب ترسی به دل راه نمی دهند.
"دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران" که به عنوان یک گروه فکری–دانشجویی تا کنون همۀ همت و توان خود را در راه گسترش اندیشۀ آزادی و نهادینه کردن پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاههای کشور به کار بسته است، اکنون نیز بی توجه به فشارهای وارده به راه خود ادامه می دهد.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال، مفتخر و متعهد است که به سهم ناچیز خود، همچون ماههای گذشته در مسیر مبارزه با دولت غیرقانونی کودتا و استبداد دینی–نظامی حاکم، در کنار مردم و دانشجویان بایستد و به کوشش خود برای تحقق اهداف جنبش سبز ملت ایران و به ثمر نشستن خون شهدای این جنبش ادامه دهد.
اکنون که تعداد زیادی از اعضای ما بازداشت شده اند و تعداد دیگری نیز با خطر بازداشت مواجه اند ما به صراحت اعلام میکنیم که پیاممان پیام مقاومت و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب دولت کودتاست.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال خود را به دفاع از خواستهای جنبش سبز و رهبری آن متعهد میدانند و مقاومت و مبارزه مسالمتآمیز و عاری از خشونت را بهترین را نیل به این خواستها و آرمانها می دانند.
اکنون که شلاق سرکوب، تن و بدن همهی ایرانیان را نشانه گرفته است چاره ای جز همبستگی علیه سرکوبگران نیست، طیفهای مختلف دانشجویی نیز با آگاهی کامل از این واقعیت دست در دست هم به مقاومتی مشترک برای حفظ دانشگاه این سنگر گرانقدر آزادی دست خواهند یازید.
ما خواهان آزادی همه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی از همه ی زندانهای ایران و لغو مجازاتهای حبس و اعدامی هستیم که در هر جای ایران برای فعالین سیاسی یا فعالین حقوق بشر صادر شده است.
ما خواهان پایان فشارها بر نهاد دانشگاه و کوتاه شدن دست نظامیان از اداره دانشگاهها هستیم.
ما خواهان آزادی کلیه فعالین دانشجویی دربند، با هر گرایش فکری و سیاسی در تهران و دیگر شهرهای ایران هستیم.
گروه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، ضمن حمایت قاطع از اعضای زندانی خود و با فشردن دست همه آنها که دولت کودتا را بزرگترین خصم آزادی و منافع ملی می دانند، از هم اکنون 16 آذر سال 88 را به یاد همه شهدای جنبش سبز، "16 آذر سبز" نامگذاری میکند و باور دارد حتی اگر تا روز 16 آذر، تکتک فعالین دانشجویی لیبرال، تحکیمی، چپگرا، ملی گرا، ملی-مذهبی، مشارکتی و... نیز بازداشت شوند و به زندان بیفتند باز هم 16 آذر سبز و باشکوهی در پیش است، 16 آذری که کابوس سقوط دولت کودتا را آشفته تر خواهد کرد.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران
سوم آذر یکهزاروسیصدوهشتادوهشت
کشور تبلیغات بر مبنای وحدت کلمه استوار است کافی است یکی بگوید نه تا افسون باطل شود آن وقت است که نظم به هم می ریزد و آن صدای مخالف باید خفه شود.(نان و شراب ،اینیا تسیو سیلونه)
انیرانیان چیره بر این سرزمین اهورایی که هیچ گاه مشروعیت حكومت خود را از مردم ندانسته و نمی دانند در رخدادهاي پس از انتخابات و در مسیر حفظ قدرت خود از هیچ جنایتی رویگردانی نکرده اند. اگر چه با توجه به ريشه ي غير ايراني آنان چشم داشت متمدنانه رفتار كردن كمي خوشبينانه به شمار مي رفت ولي اين خردباختگان تيره دل در واكنش به اعتراضات مدني و به دور از خشونت مردم سبعيتي از خود نشان داده اند و مي دهند كه نه تنها هيچ فاتح بيگانه كه هيچ حيواني به حيواني نمی دارد روا!
جاي شگفتی اينجاست كه اکنون که در نتيجه ي سياست پرخشونت و ددمنشانه ي ايشان ماهيت واقعي حكومت از پرده بیرون افتاده و خیزش سبز مردم عليه بيداد و ستم ابعاد و گسترش بيشتري يافته است از نتیجه ی سیاست هایشان پند نمی گیرند و همچنان بر طبل خشونت و درنده خويي می کوبند. آن چنانكه هر روز جنایتی تازه می آفرینند و اینگونه بر داغ دل مردمی به سوگ نشسته نمک می پاشند.به راستي كه از اين بيشتر نه از خرد مي توان دور بود و نه از انسانيت.
این بار نیز در آستانه ی ۱۶ آذر ،روز دانشجو، و درحالي كه دست دانشجويان بيش از هر زمان ديگر زير سنگ سنگين سياست سركوب رياست منتصب به اصطلاح جمهور است شاهد موج جديدي از تهديد و بازداشت کنشگران دانشجويي هستيم.بازداشتهايي كه بيش از هر چيز ناتواني و دستپاچگي حكومت را در اداره كردن اوضاعي كه خود به وجود آورده مي نمايد و ريشه در هراسي دارد كه بي امان خواب اقتدار گرايان را مي پريشاند.دانشجويان آزاديخواه ملي ضمن محكوم كردن بازداشت گسترده ي دانشجويان و دانش آموختگان سراسر كشور از جمله يارانمان در حلقه ي دانشجويان ليبرال دانشگاه هاي تهران،سازمان دانش آموختگان ایران و دفتر تحكيم وحدت، به مسند نشينان هشدار مي دهد كه خورشید حقیقت با دروغپردازی گل اندود نمی شود و استفاده از رویه سرکوب نه تنها مخالفان را از میدان به در نمی کند که مقاومتهایی تازه در شكلهايي تازه می آفریند و چشم انداز رسيدن به حكومتي مردم سالار و برپايه ي آشتي و همگرايي ملي را تيره تر و چه بسا ناتوانبود مي كند.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۲۹ آبان ماه ۱۳۸۸
هنگامی که به خود می اندیشم می گویم من یک «انسان» ام زیرا توانایی اندیشیدن دارم.اما این نکته هم غیرقابل شک است که من عضوی از یک «ملت» هستم چون یک انسان ام،انسان بودن من به واسطه اندیشه ی من است و عضو آن ملت بودن به واسطه انسان بودن ِ من.زیرا اگر انسان نبودم هرگز توانایی عضویت در ملتی نداشتم.پس شک من در این است که آیا انسانیت ِ من نخستین است یا ملیت من؟من انسان ام چون فکر می کنم و چون انسانم عضوی از جامعه و ملت.
بدین ترتیب با دو واقعیت تردید ناپذیر روبرو هستم که خِرد ِ من بی واسطه آن را در جهان امروزین می شناسد.انسانیت من به وسطه امور زیستی و فیزیکی قابل اثبات است و ملیت من به واسطه وابستگی به فرهنگ و تاریخ و خاک و خون ِ مشخص.خاکی که به آن وابستگی دارم ایران نام دارد و من به عنوان یک «انسان ایرانی» در هستی زندگی می کنم.
اما هنگامی که به خویشتن ِ خویش «می اندیشم» نمی توانم میان خود و دیگران تمایزی ببینم مگر اینکه قید ملیت و ایرانی بودن را به انسانیت ام بیافزایم و آنگاه است که «من» ،«من ِ ایرانی» تشخص پیدا می کند.
پس هرچند که انسان بودن من پیش از هر چیز است ولی خویشتن ِ خویش را بدون اندیشه به ملّیتم نمی توانم بیابم.بنابراین برای بودن و ابراز وجود نیاز به تمایز دارم تا نباشم شکلی میان اَشکال.تمایز من در ملّیت من نهفته شده است و برای تشخّص نیاز به آن دارم.از این روست که به ایران می اندیشم پس هستم.
هم میهنان؛
اکنون که موج حق طلبی ، آزادیخواهی و اعتراض به سیاست های نابجا وسرکوبگرانه دولتمردان در غالب جنبشی ملی و مسالمت آمیز سراسر میهن عزیزمان را در نوردیده و غرور و افتخار را به تمامی ایرانیان بازگردانده است؛ چشم جهانیان به ایران دوخته شده تا نظاره کنند چگونه ملتی در برابر خشن ترین روشها برای سرکوب هر ندای حق طلبانه ای ، به مسالمت آمیز ترین ابزارها متوسل می شوند و آنچه این غرور و آن افتخار را باعث گردیده دقیقاً همین نکته است. بدیهی است هرگاه ملتی برای دستیابی به حقوق خود بپا می خیزد و جنبشی به راه می افتد ، عده ای فرصت طلب نیز که اهدافشان هیچ گونه سنخیتی با منافع ملی و مطالبات ملت ندارد ، سعی بر آن دارند تا از شرایط پیش آمده نهایت سوء استفاده را نموده و از آب گل آلود ماهی دلخواه خود را صید کنند. سازمان های تروریستی و تجزیه طلبانه ای که متأسفانه چند سالی است در کشور ما مشغول به فعالیت های اهریمنی خویش اند و از هر کوششی برای تهدید تمامیت سرزمینی و منافع ملی ایران فروگذار نمی کنند؛از آن جمله اند.
هم میهنان؛
حوادث تروریستی اخیر در کردستان و سیستان و بلوچستان – صرف نظر از توجیهاتی که به حق یا ناحق، از سوی تروریست ها بیان می شود ، زنگ خطری است که باید تمامی دلسوزان این مرز و بوم را به هوش گرداند. براه افتادن موج ترور و خشونت در جامعه به خصوص در شرایطی این چنین حساس ، تنها نتیجه اش که نتیجه محتوم هر کنشی از این دست است ، امنیتی شدن بیش از پیش فضای کشور و بهانه دادن به دست سرکوبگران است . چنین حرکاتی و در عین حال سکوت فعالان ، نخبگان و گروههای مختلف سیاسی و مدنی ، آن هم در شرایطی که نگاه جهانیان به ما دوخته شده است ، چهره ای خشن از ایران نشان خواهد داد و افکار عمومی را نسبت به ایرانیان بدبین می سازد. لذا معتقدیم بر تمامی میهن پرستان و آزادیخواهان با هر گرایش ، ایدئولوژی و مرام است که چنین حوادثی را به شدت محکوم کنند. گروههای تروریستی نیز باید بدانند که این گونه حرکات نه تنها حاصلی برای آنان در کسب وجهه عمومی ندارد ، بلکه تنها حس انزجار ملی را نسبت به ایشان در پی دارد. اگرچه در عین حال معتقدیم حاکمیت نیز با در پیش گرفتن سیاست های نادرست اقتصادی ، مذهبی و سیاسی-اجتماعی در مناطقی که چنین تحرکاتی در آن صورت می گیرد در واقع علت اصلی این وقایع است و هرگونه فرافکنی در نسبت دادن ریشه چنین حوادثی به "دست های پنهان دولت های خارجی" و غیره ، از سوی آگاهان عرصه مسائل ایران پذیرفتنی نیست. اگرچه نشانه هایی از حضور فرصت طلبانه برخی از قدرتهای جهانی و یا منطقه ای در این قبیل حوادث بتوان دید، اما زمینه مساعد برای این مداخلات نیز در پی نا به سامانی های ناشی از ناکارآمدیها پدید آمده است.
ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی
۳۰ مهرماه ۱۳۸۸

به رسمیت شناختن پرچم شیر و خورشید از سوی حاکمیت حق ماست . این حق را بسیاری از شهروندان داخل کشور و حتی فعالین سیاسی بارها و بارها طی سالهای گذشته در غالب بیانیه های مختلف مطالبه کرده اند. این جملات در حالی نگاشته می شود که نویسنده آن در داخل ایران اقامت دارد و خود را عضو بسیار کوچکی از جنبش سبز دانسته و به مشی گام به گام برای دستیابی به حاکمیت ملی و دموکراسی معتقد است.
ادامه مطلب
نگاهی به مفاهیم بنیادین ِ
ملّت،ملّیت و ناسیونالیسم
●درآمد:
ناسیونالیسم و فرایافت های وابسته به آن (همچون ملت و ملیت) از چنان گستردگی و پیچیدگی برخوردار است که پرداختن به آن نیازمند بررسی و وسعت نظر بسیاری است.ناسیونالیسم به همان اندازه که ستایش شده است از سوی اندیشمندان و صاحب نظران،مورد نقد و انتقاد قرار گرفته است.آتش جنگ جهانگیر دوم زمینه پیدایش پیشداوری ها و بهانه تراشی های بسیاری را بر علیه ناسیونالیسم سبب شد.مخالفان سرسخت آن غالبا بیان می دارند که این مکتب شوند پیدایش و فروزش آتش جنگ جهانی بوده و معمولا نظام های فاشیستی سده پیشین را به ناسیونالیسم منتسب می کنند.به این ترتیب نوک تیزترین نقادی ها را به سوی ناسیونالیسم نشانه می روند.
در کشور ما در سه دهه گذشته نویسندگان و اندیشمندان ملی بیش از آن که به بررسی ویژگی های ناسیونالیسم ایرانی و بازتعریف ارزش ها،خواسته ها و برنامه های آن بپردازند بیشتر توان خود را صرف نقد و بررسی جریان های متضاد با ناسیونالیسم ایرانی همچون پان تورانیسم و صهیونیسم و برخی از حرکت های قومی نموده اند. چنانکه بازتولید،تعریف و شناسایی ملی گرایی ایرانی به فراموشی سپرده شد.
ادامه مطلب
همانگونه که مستحضرید پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 22خرداد88 علاوه بر هزاران هم وطنی که به آن وضع غریب و تاسف آور در خیابان ها دستگیر شدند، جمعی از هم وطنانمان نیز در خانه و یا محل کار خود بازداشت شده اند.
دستگیر شدگان اغلب از روزنامه نگاران،سیاستمداران،نظریه پردازان ، وکلا و اساتید برجسته دانشگاه بوده و دو خصوصیت مشترک با هم دارند، یکی آنکه معمولا در ارتباط با آموزش حقوق شهروندی به نوعی فعالیت و تبحر دارند و دیگر آنکه عموما از منتقدین با برنامه و جدی دولت نهم می باشند.
در خصوص علت و انگیزه اصلی این بازداشت ها تا کنون مسایل مختلفی بیان و نگاشته شده و من در این نوشتار و از زاویه دید خود به چهار سوال پاسخ خواهم داد: 1-آیا صدور دستور جلب این اشخاص قانونی است؟ 2-چه کسانی دستور بازداشت را صادر می کنند؟3-آیا وکیل حق حضور ودفاع دارد؟و4- چرا قرار بازداشت موقت صادر می شود؟ همچنین چند سوال از بازداشت کنندگان مطرح می کنم که جواب خواهند داد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
